| به نام حضرت عشق
ما دلشدگان خسرو شیرین پناهیم
ما کشته ی آن مهرخ خورشید کلاهیم
ما از دو جهان غیر تو ای عشق نخواهیم
صد شور نهان با ما تاب و تب جان با ما
در این سر بی سامان غم های جهان با ما
با ساز و نی با جام می با یاد وی
شوری دگر اندازیم در میکده ی جان
جمع مستان غزل خوانیم
همه مستان سر اندازیم
سر اندازیم سر افرازیم
جز این هنر ندانیم که هرچه میتوانیم
غم از دل ها بر اندازیم براندازیم
ما دلشدگان خسرو شیرین پناهیم
ما کشته ی آن مهرخ خورشید کلاهیم
ما از دو جهان غیر تو ای عشق نخواهیم
صد شور نهان با ما تاب و تب جان با ما
در این سر بی سامان غم های جهان با ما
|